عبدالجباربن زين العابدين شكوئى

52

مصباح الحرمين ( فارسى )

و چنين مىگويند كه تخميناً دو صد سال قبل از اين ، خانه‌هاى مكّه را شمرده‌اند ، تخميناً هفتاد هزار خانه بوده ، و مساحت مكّه از شبيكه تا مُعَلّاة « 1 » ، با پيچ و خم راهها و بازارها ، چهار هزار و يك‌صد و هفتاد و دو ذرع است ، و از مخرج سيل تا مُعلّى « 2 » نيز همين قدر است ، و از كوههاى مكّه ، حيوان با بار عبور نمىتوان كرد مگر از سه راهِ حجون و شبيكه و مخرج سيل كه آن را مستفله و مَسفَله « 3 » نيز گويند . الفصلُ السّابع در بناى كعبه بدان‌كه مكان مقدّس كعبه ، اوّل زمين و بقعه است كه خلق شده قبل از خلقت تمام بقاع كرهء ارض ، و از آنجا پهن شده ساير بقاع ؛ چنانچه [ حضرت ] امير عليه السلام در جواب شامى كه مىپرسيد كه چرا ناميده‌شد مكّه به ام‌ّالقرى ؟ فرمود : به جهت آنكه زمين پهن گرديد و مبسوط شد از زير آن « 4 » . پس آن بقعهء مباركه در خلقت ، از آنها سابق و به منزلهء امّ « 5 » مىباشد ، و ساير بقاع مَسبوق « 6 » و به منزلهء نِتاج « 7 » مىباشد . فى الحديث : [ امام ] باقر عليه السلام مىفرمايد كه : زمانى كه خلّاق عالم اراده فرمود كه خلق كند زمين را ، امر فرمود بر بادها ، پس زدند خودشان را بر متن آب و سينهء آن ، تا آنكه از تصادم باد به آب ، موج به هم رسيد ، و بعد از تزاحم امواج به همديگر كف به عمل آمد مثل روغن مَسكِه « 8 » و تمامش يك كف شد ، پس جمع فرمود آنها را در موضع بيت ،

--> ( 1 ) - معلّاة : موضع مرتفعى است در بالاى مكّه نزديك دامنه كوه حجون ، كه در آن مقبره مشهور مكّه بنام « قبرستان معلّاة » قرار دارد ، اهل مكّه آن را مخفّف نموده ، « مُعلّى » گويند ؛ ( شفاء الغرام 1 / 41 ) . عبارت متن « مُعلّا » . م . ( 2 ) - عبارت متن « معلّا » . م . ( 3 ) - مَسْفَلَة : اسفل و قسمت پايين ؛ محلّه‌اى است در پايين مكّه . لغت نامه [ گويند در حال حاضر محلّ معروفى است در مكّه ] . ( 4 ) - بحار 10 / 75 ب 5 ح 1 و 54 / 64 ح 35 و 96 / 79 ب 8 ح 17 ؛ علل‌الشرايع 2 / 593 ب 385 ح 44 ؛ عيون‌اخبارالرضا عليه السلام 1 / 240 ب 24 ح 1 . ( 5 ) - امّ : مادر ، والده . لغت نامه . ( 6 ) - مَسْبوق : آنكه كسى يا چيزى بر او سابق باشد . لغت نامه . ( 7 ) - نِتاج : نسل ، نژاد ، زاده . لغت نامه . ( 8 ) - مَسْكِه : چربى كه از ماست گيرند ، زبد . لغت نامه .